اسكندر بيگ تركمان

1046

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

نيامدن سخنان سست و عذرهاى نادلپذير نوشت و بوضوح پيوست كه روميان جرأت جنك صحرا نمينمايند روز به آخر رسيده بود بيرخصت همايون شاهى به خود سر بجنك خندق نپرداخته بالضروره بازگشته باردوى خود آمدند و حقيقت حال بعرض عاكفان سده جاه و جلال رسانيدند كه در باب محاربه خندق بدانچه اشاره شود عمل نمايند . چون پرتو اين خبر بر پيشگاه ضمير انور يافت از محل اقامت كوچ كرده به چند مرحله بكنار آب بهريز آمده هر دو اردو به يكديگر ملحق گشته سراپرده و بارگاه باوج مهر و ماه افراختند و زينل بيك و امراء نامدار و عظماء لشكر ظفر شعار بعز ملازمت فايز گشته سعادت بساط بوسى دريافتند . ذكر وصول موكب همايون بارض دار السلام بغداد و پيوستن سپاه منقلاى بمعسكر فيروزى نهاد و آنچه در خلال آن حال روى داد چون عنايت ايزدى همواره قرين حال و رفيق امانى و آمال هواخواهان اين دودمان قدس نشانست درين يورش خير مآل هر تدبيرى كه حضرت اعلى در دفع حادثه و حصول مطلب انديشيدند موافق تقدير افتاد و هر تيرى كه از كمان انديشه جست بر هدف مراد رسيده كارگر آمد علامت فتح و فيروزى بامداد جنود غيبى بظهور مىپيوست و از مخالفان ضرر و آسيبى بمبارزان جنود قزلباش نميرسيده عاقبت بخصمان غالب آمده نصرت و فيروزى يافتند . القصه چون موكب همايون فال جاه و جلال در كنار آب بهريز نزول اخلال نموده مكررا مجالس كنگاش انعقاد يافت كه چه نهج بدفع دشمنان پردازند و بچه تدبير چندين هزار نفس سپاهى و رعيت را كه شش هفت ماه است در مضيق محاصره مانده لحظهء از ترددات قلعه دارى و مشقت تيقظ و بيدارى آسودگى نيافته‌اند چشم غيرت بخواب راحت آشنا نكرده و پهلو بر بستر استراحت نرسانيده از تنگناى محاصره خلاصى دهند مخالفان خود بر دور اردو خندق كنده پشت خود را بعرابه و چير و توپ و تفنك استحكام داده دست از كار قلعه كشيده بقلعه دارى مشغولند در اين صورت جنك خندق موجب تضييع لشكر است و صرفه در آن نيست رأى صوابنما بدين قرار يافت كه در تضييق ذخيرهء ايشان كوشيده راههاى طرف آب و خشكى مسدود گردد كه از هيچ طرف آذوقه بايشان نرسد و از فقدان مأكولات و نايابى عليق الدواب كار باضطرار انجاميده موجب تفرقگى لشكر گردد و بتوفيق اللّه تعالى هر آينه بدين تدبير شايسته مهم اعادى بر وجه دلخواه ساخته آيد و از يورت كنار آب بهريز كوچ كرده در مكانى كه مخلط شط بهريز و دجله و قريب به شهر طرف قراقاپى است نزول اجلال فرمودند . خليل سلطان سيل سپر را با فوجى از دلاوران به طرف سامره كه سر راه موصل [ 737 ] و ديار بكر است و با كشتيها از ديار بكر آذوقه بمعسكر روميه ميآرند فرستادند كه راه بر كشتيبانان مسدود گردانند و بنابر رعايت حزم و احتياط رستم بيك يساول صحبت را نيز كه از زمرهء مقربان و دليران كارآگاه است با فوجى كثير بدين خدمت مأمور فرموده متعاقب خليل سلطان به آن صوب روانه نمودند و جسر را از مكانى كه بسته شده بود آورده در وسط اردوى همايون محل مناسب اختيار